زندگینامه رفیق اعظم کم گویان،

نوشته ای که از طرف حزب کمونیست کارگری - حکمتیست (خط رسمی) در مراسم یادبود اعظم کم گویان خوانده شد

اعظم کم گویان سال ۱۳۳۷ در کرمانشاه متولد شد و در سن ۶۶ سالگی، در لندن (انگلستان) در گذشت.

او، از دوران نوجوانی و جوانی تا میان سالی و سالمندی، یک شخصیت سرشناس آزادیخواه و‌برابری طلب، فعال سیاسی، کمونیست متشکل، نویسنده، محقق، متفکر و سوسیالیست و از شخصت های سرشناس جنبش زنان بود.

زندگی سیاسی و غیرشخصی او، سیری است گره خورده به تاریخ دو تحول تعیین کننده و مهم در ایران، ایران دهه شصت و هفتاد میلادی و ایران دهه هشتاد به بعد!

تحولاتی که از یک دختر جوان روشنفکر تحصیل کرده و پرشور و سرشار از زندگی، یک مبارز، انقلابی، متفکر، سوسیالیست، کمونیست متشکل، محقق، فعال و تئوریسن جنبش زنان و جنبش آتیستی در خاورمیانه می سازد.

او دوره دانشجویی را پیش از انقلاب ۵۷ ایران، در رشته پیش پزشکی دانشگاه پهلوی (دانشگاه شیراز)، گذراند.

در این سالها در اعتراضات دانشجویی فعال بود و بدلیل فعالیتهایش در سازمان دادن اعتصاب دانشجویی در دانشگاه در سال۵۶ توسط ساواک دستگیر شد و چندین ماه در زندان عادل آباد شیراز زندانی بود و در دوره انقلاب از زندان آزاد شد.

پس از انقلاب، فعالیت متشکل اش را در دفاع از دستاوردهای انقلاب، آزادی و برابری و در دفاع از طبقه کارگر، با پیوستن به تشکیلات های مختلف چپ "خط سه" ادامه داد.

اعظم در تمام دوران فعالیت های سازمانی و تشکیلاتی همزمان بعنوان یک عنصر فعال چپ و سوسیالیست، مبارز رفع تبعیض بر زنان ومدافع طبقه کارگر و محرومین، و علیه خرافات مذهبی، مستقلانه فعالیت می‌کرد. او از این نظر چهره شناخته شده ای، نه تنها در حنبش سوسیالیستی و کمونیستی ایران که در جنبش ״مذهب زدایی״ و جنبش زنان، بخصوص در خاورمیانه بود.

زندگی و فعالیت های او تصویر واقعی از یک مارکسیست متفکر و مبارز به اعتبار خود، منتقد، انقلابی، آزادیخواه و برابری طلب، را منعکس میکند.

او در مورد زندگی خود در مصاحبه ای میگوید: ״من زندگی پر پیچ و خم و سرشار از فعالیت و تحرک از زندان و شکنجه گرفته تا آزادی و آوارگی در سالهای قبل و پس از انقلاب تا هشت سال مبارزه در کردستان، و سپس زندگی و مبارزه حرفه ای سیاسی و اجتماعی در غرب داشته ام״. *

فعالیت در تهران

سال ۶۱ زمانیکه با یکی از سازمان های چپ فعالیت میکرد، با نظرات ״مارکسیسم انقلابی״ و سازمان ״اتحاد مبارزان کمونیست״ آشنا شده و به نیروهای طرفدار ״برنامه اتحاد مبارزان کمونیست״ می پیوندد.

با آغاز موج دستگیری های وسیع فعالین چپ در ایران در سال ۶۱، رفیق اعظم که درکارخانه ״تولید دارو״ بعنوان کارگر کار میکرد، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.

اعظم علیرغم شدیدترین شنکجه ها، نه فقط کمترین اطلاعاتی از روابط تشکیلاتی و سیاسی خود به شکنجه گران نداد که به دلیل فقدان مدرک از او‌ ، قادر شد حتی به ״سیاسی״ بودن خود اعتراف نکند.

او پس از نزدیک به یکسال بازجویی و شکنجه، از زندان آزاد شد و پس از آزادی، برای ادامه مبارزه خود به مناطق‌ آزاد در کردستان رفت و به تشکیلات علنی حزب کمونیست ایران، پیوست.

فعالیت در تشکیلات علنی حزب کمونیست ایران:

او چند ماه پس از ورود به کردستان فعالیت خود را در حزب کمونیست ایران و سازمان کردستان آن (کومله) در کمیته تشکیلات شهرهای کردستان (تکش) ادامه داد و پس از مدتی به عضویت حزب کمونیست ایران در آمد.

او بدلیل تجربه و توانایی های ویژه فکری و‌ سیاسی، در بخش تشکیلات داخل و آموزش، سازماندهی شد و در واحد "آموزش" به تهیه مواد آموزشی برای کارگران و فعالین تشکیلات مخفی در شهرهای کردستان فعالیت برجسته ای داشت.

آموزش اعضا حزب به مارکسيسم و مبانی کمونیسم کارگری یک فعالیت روتین اعظم بود که بنا به تسلطش در این زمینه، با تشکیل کلاس ها و برگزاری جلسات آموزشی، صورت میگرفت. این کلاس ها و جلسات یا راسا از طرف خود وی برگزار میشد و یا توسط اعضای کمیته داخل (تکش) سازمان می یافت.

جمع آوری و تحقیق در مورد وضعیت طبقه کارگر در کردستان و جمع آوری نظرات و بحث های خود کارگران در باره اعتراض ومبارزاتشان، یکی‌ دیگر از عرصه های فعالیت او در تشکیلات کردستان حزب (کومه له) بود.

یک فعالیت مهم ״تکش״ برجسته کردن این وضعیت، هم سرنوشتی و ارتقا و سازماندهی مبارزات کارگران بود که بطور طبیعی امر ودغدغه هر کمونیستی بود و اعظم در این رابطه نقش برجسته ای و جدی داشت.

اعظم در تهیه کتابچه هایی که وضعیت کار، مبارزه و زندگی طبقه کارگر در کردستان را منتشر می‌کرد فعالیت چشمگیری داشت. یکی از کارهای با ارزش اعظم در ایندوره تحقیق درباره زنان کارگر قالیبافی در کردستان بود که تحت عنوان ״گزارشى از کار و زندگى زنان کارگر قاليباف خانگى در کردستان״ است که هم در نشریه کمونیست و هم بصورت جزوه ای جداگانه منتشر شد.

فعالیت در تبعید اروپا و آمریکا

اعظم در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) برای ادامه فعالیت هایش، به اروپا، سوئد آمد. پس از آن فعالیت هایش را در آمریکا و سپس در انگلستان ادامه داد.

در این سال به همراه طیف وسیعی از رهبری و کادرهای ״حزب کمونیست ایران״ به فراکسیون کموینسم کارگری پیوست و سپس ازحزب کمونیست ایران جدا شد.

در همین سال با تشکیل حزب کموینست کارگری به این حزب پیوست و با توجه به دانش و تجربه او بعنوان کادر حزب در سازماندهی تشکیلات حزب در داخل ایران سازماندهی شد.

پس از تحولاتی که در حزب کمونیست کارکری، پس از درگذشت منصور حکمت صورت گرفت، اعظم ، بعنوان یکی از اعضا کمیته مرکزی، به همراه اکثریت اعضا کمیته مرکزی، از حزب کمونیست کارگری جدا شد و در تاسیس حزب حکمتیست، شرکت کرد.

او طی دوران فعالیت در حزب کمونیست کارکری و حزب حکمتیست، از نویسندگان، سخنرانان، و اعضا کمیته های اصلی حزب، کمیته مرکزی و کمیته سازمانده فعالیت های حزب در داخل ایران بود.

از دیگر فعالیت های برجسته اعظم فعالیت در واحد "امنیت" در مرکز هدایت تشکیلات های مخفی حزب و سپس کمیته سازمانده درحزب حکمتیست بود.

بنا به تجارب ارزنده ای که اعظم در مبارزه با پلیس سیاسی چه در ایران و چه در تبعید داشت، و همچنین توانایی او در ارزیابی ازشرایط امنینی و فنون مبارزه با پلیس سیاسی، مسئولیت تهیه جزوات آموزشی را به عهده گرفت، جزوات او مبنای فعالیت تشکیلات و کمیته های حزب قرار می‌گرفت.

فعالیت حزبی بخشی از فعالیت و زندگی سیاسی رفیق اعظم را تشکیل میداد و کارنامه فعالیت او بعنوان یک نویسنده، متفکر، منتقد و فعال سیاسی - اجتماعی به اعتبار خود، جایگاه ویژه ای در زندگی او دارد.

فعالیت در عرصه های اجتماعی مانند جنبش آزادی زن، جنبش دفاع از حق کودکان و مبارزه علیه مذهب و نقش مخرب آن در زندگی جامعه، نمایندگی کمونیسم رادیکال و انسانی را در این عرصه ها کردن، بخش دیگری از زندگی و فعالیت سیاسی و اجتماعی پربار اعظم بود.

بخشی از این تلاشها و جدالها، در نشریات متعدد احزابی که در آنها متشکل بود، منعکس شده است. بخش دیگری که از دایره حزب وایران خارج شده و مسئله‌ آزادی زن، حق زندگی انسانی و شاد برای کودکان و نقش مخرب مذهب و بویژه اسلام را در خاورمیانه و کشورهای اسلامی را در بر میگرفت، در رسانه های اجتماعی سازمان های متعددی که اعظم با آنها کار می‌کرد و ارتباط داشت، منعکس شده است.

گوشه ای از این فعالیت ها عبارتند از:

سهم گذاری در تاسیس سازمان رهایی زن و سردبیری نشریه رهایی زن، عضویت در هیئت امنا نهاد اول کودکان، مبتکر و موسس انجمن ״بی خدایان״ و انتشار و سردبیری ״ماهنامه بی خدایان״، حضور در اجلاسهای جهانی نهادهای دفاع از حق زن، کودک و سکولارها و ״آتیست״ ها، بنیانگذاری ״کمیته دفاع از حقوق زنان در خاورمیانه״، همکاری با ״مرکز خاورمیانه برای حقوق زنان در کردستان״، گوشه ای از تلاش بیوقفه و دائمی اعظم بعنوان یک کمونیست و مارکسیست بود.

اعظم از خود آثار نوشتاری و گفتاری و از حمله مقالات زیاد و کتاب‌هایی به زبانهای فارسی و انگلیسی، به جای گذاشت که برخی به سایر زبان‌ها و از جمله فرانسه و ترکی، عربی و … ترجمه شده است.

کتابهای به جا مانده از او عبارتند از: ״اسلام، زنان، مصافها و جشم اندازها״، ״فمینسیم، سوسیالیسم و طبیعت انسان״، ״رهایی زنان و روندهای سیاسی در خاورمیانه״، ״جنبش برابری طلبی زنان در ایران״، کتاب ״اسلام، حقوق زن״ به زبان انگلیسی است. این آثار غالبا بعنوان مباحث و اظهار نظرهای قابل اتکا در اجلاسها، کارهای تحقیقی و نهادهایی چون سایتهایNew Humanist- National Secular Society و بعنوان مواد درسی و آموزشی در کالج های امریکا مورد مراجعه قرار گرفته است.

از دیگر فعالیت های بین المللی اعظم، میتوان از حضور فعال و سخنرانی های موثر وی در پانل ها و اجلاسهای حقوق زن، کودک و سکولارها نام برد. سخنرانی در اجلاسهایی چون ״پنجمین کنفرانس جهانی خدانا باوران در هند״، ״نجات کودکان در استکهلم״، شانزدهمین کنگره جهانی "اتحادیه بین المللی سازمانهای سکولاریست و اومانیست" که در پاریس به مناسبت صدمین سالگرد تولد سکولاریسم در فرانسه برگزار گردید، حضور و سخنرانی در ״شورای اومانیسم سکولار با موضوع ״ملتی بدون خدا״) در واشنگتن، سخنرانی در ״انجمن فلسفی دانشگاه کالج ترینیتی، دابلین – ایرلند״، و مرکز فرهنگی عرب در لندن و دهها اجلاس و کنفرانس دیگر بخشی از فعالیت خستگی ناپذیر او و تلاش برای رساندن صدای رسای جنبش پیشرو و ماگزیمالیست زنان در خاورمیانه، به گوش جهانیان بود.

وی در مورد فعالیتهای ״کمیته دفاع از حقوق زنان در خاورمیانه״، میگوید: ״تا کنون در موارد متعددی نامه های حمایتی ما نقش مهمی در تامین حق پناهندگی برای زنان پناهجو از کشورهای اسلام زده داشته است. از طریق شرکت در مجامع و کنگره های و کنفرانسهای بین المللی میکوشیم صدای رسای حقیقت گویی در اعتراض به نابرابری و بی حقوقی زنان در کشورهای اسلامی زده باشیم. در سه سال گذشته من در بیش از ۵۰ کنفرانس بین المللی و کنگره جهانی و سمینار و پانل اغلب در کشورهای اروپایی و در امریکا و کانادا درباره اسلام سیاسی و تررویسم دولتی امریکا و نقش و وظایف صف آزادیخواهی و انسانیت در جهان، درباره سکولاریسم و موانع آزادی زنان در خاورمیانه، نقش اسلام و جنبشهای اسلامی در ستمکشی زنان در خاورمیانه و غرب، در مورد نسبیت فرهنگی و ممنوعیت مدارس مذهبی و ضرورت جنگیدن برای یک اروپای سکولار، درباره جنبش سکولاریستی و آزادیخواهانه زنان در ایران سخنرانی کرده و در بحث و جدلهای پرحرات بر ارزشهای انسانی پیشرو و جهانشمولی حقوق انسان پافشاری کرده ام.״*

در کلامی کوتاه!

اعظم در زندگی سیاسی و مبارزه اش برای یک زندگی سعادتمند، شاد و رها از تبعیض و خرافه و بی عدالتی، ״بیرحم״ و سازش ناپذیر بود! در دوستی اما، رفیقی شاد، مهربان، شوخ طبع و دوست داشتنی بود.

او کمونیستی برجسته بود که قطب نمای بسیار روشنی در مورد نقش طبقه کارگر و بخصوص پیشروان و کارگران کمونیست، برای سازماندهی حزبی و توده ای برای رسیدن به آزادی، برابری و برقراری سوسیالیسم و یک حکومت کارگری داشت!

او در عین حال درکی بسیار اجتماعی از راه رسیدن به آرمانهای غیرقابل تخفیف و بزرگ و انسانی ش و اهمیت شرکت و دخالتی همه جانبه در تمام عرصه های نابرابری انسانها، داشت. عمق درک همه جانبه او از مارکسیسم را، به تحرکی در جبهه های وسیع و مختلف مبارزه برای خلاصی انسان از انقیاد به سرمایه و همه مخلفات فکری و فرهنگی و اجتماعی اسارت بشر، از مذهب تا تئوری های ارتجاعی نسبیت فرهنگی، گره زده بود. این را در سخنرانی ها و نوشته ها و فعالیت هایش، به روشنی میتوان دید. چه آنجا که در تشکیلات مخفی و درگیر پیچیده ترین فنون مبارزه با پلیس سیاسی است و چه آنجا که در انجمن مارکس – حکمت، سخنرانی میکند و چه آنجا که در مورد زنان، کودکان، پناهندگان، فقرا، محرومین، سالمندان و ... طبقه کارگر میگوید و می نویسد.

بسیاری از همرزمان و یاران و همفکران و همسنگران او در عرصه های مختلف، در باره او و فعالیت ها و تاثیراتش و فقدان او، گفته ونوشته اند.

* گفتگوی از نزدیک با اعظم کم گویان (نشریه رهایی زن شماره ۲)