رهایی زن: در ایران هر وقت کسی از آزادی زن صحبت کند، او را وادار می کنند مرز خود را با "بی بند وباری" روشن کند. این مرز و قیود از کجا آمده است؟
اعظم کم گویان: ایران یک جامعه مردسالار است و نظام سیاسی، قوانین حاکم و ارزشها و فرهنگ مسلط برآن مردسالارانه است. ریشه این مرز و قیدها در این فرهنگ مردسالارانه و شرق زده حاکم است. در این فرهنگ، آزادی زن و حضور او در زندگی اجتماعی همیشه برچسب بی بند و باری خورده است. در جامعه مردسالار، مرد مدافع آزادی زن بی غیرت و زن صفت و فکلی نامیده می شود.
تحولاتی که جامعه ایران از دهه چهل به بعد در عرصه اقتصادی و سیاسی و اجتماعی از سر گذرانده باعث حاکم شدن روابط تولیدی سرمایه داری، رشد شهرها و شهرنشینی و شرکت وسیع زنان در فعالیتهای اجتماعی، در تحصیل و اشتغال و سایر عرصه های زندگی شد. اما با وجود این حضور وسیع زنان، قوانین و ارزشهای حاکم همچنان مردسالارانه، مذهبی و سنتی باقی ماندند. جریانات ارتجاعی حضور زن در جامعه را بعنوان عامل فساد و انحطاط تکفیر کردند، زنان را عامل امپریالیسم فرهنگی و عروسک مصرفی غربی خواندند و زن مدرن و شاغل را بشکل منحطی تحقیر کردند. زن مطلوب و ایده آل در این فرهنگ، یا دلبر است یا مادر، یا معشوقه است یا خدمتکار. و اگر از حق خود دفاع کند و خواهان آزادی و اختیار بر زندگیش باشد، بی بند وبار و زبان دراز است. وقتی که تمامیت زن، وجود و حقوقش به مرد گره می خورد و در رابطه با مرد و ارزشهای مردسالارانه تعریف می شود، اگر بکند، بی بند و بار و ول نامیده میشود.
فقط تصور کنید زنی که تحت قوانین اسلامی نه می تواند به اختیار و تصمیم خود شاغل باشد، نه حق انتخاب لباس خود را دارد، نه می تواند با اختیار خود ازدواج کند، نه در مورد محل زندگیش تصمیم بگیرد، نه می تواند به مسافرت برود، نه حق سرپرستی فرزندش را دارد، نه زندگی مستقل و تنها داشته باشد، نه اختیار و کنترلی بر زندگی جنسیش داشته باشد و زیر دهها فشار و محدودیت دیگرزندگی می کند، وقتی که بخواهد حقوقش و آزادیش را طلب کند، طبق فرهنگ اسلامی شرقی و مردسالار با او چه معامله ای می شود.
رهایی زن: ستمکشی زن معاصر در غرب چه تفاوتهایی با ستمکشی زنان در شرق و کشورهای اسلام زده دارد؟
اعظم کم گویان: در غرب به یمن مبارزات آزادیخواهانه، سکولاریستی و جنبشهای قوی حقوق زنان، برابری قانونی در یکسری از زمینه ها برای زنان کسب شده اما اولا، دامنه این قوانین برابر، محدود است و جامع در همه عرصه های زندگی نیست .
ثانیا، زنان بطور مثال با وجود قانون دستمزد برابر در ازای کار مشابه، دستمزدی پائین تری میگیرند، در محیط کار دچار تبعیضات جنسی گوناگون هستند، بار کار خانگی روی دوششان قرار دارد، مشکل فقدان مهد کودک و نگهداری از بچه ها غالبا مربوط به زنان است، دچار خشونت در خانواده و جامعه هستند، فقر و بی تامینی اقتصادی و بیماری بیشتر از مردان گریبانگیر آنها می شود .یک رکن اصلی سودآوری نظام حاکم این است که بین زن و مرد، بین دو نیمه جامعه، تفرقه حاکم باشد، زنان محرومیتهای بیشتری را تحمل کنند و حاصل این تفاوت و تفرقه چه از نظر اقتصادی، چه سیاسی و چه مالی به جیب سرمایه داران و سیستم سیاسی حاکم آنها می رود .سرمایه داری آخر قرن بیست کاملا ستمکشی زن در ابعاد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی را رکن مهم سودآوری خود قرار داده و مبارزه برای هر نوع بهبود و تغییر در موقعیت زنان در هر زمینه ای به مبارزه علیه این نظام گره می خورد.
در شرق و جوامع اسلام زده، علاوه بر ستم و استثمار زمخت سرمایه دارانه، دین و سنت، نفوذ فوق العاده ای در همه عرصه های زندگی زنان دارد: در قوانین حاکم، در زندگی اجتماعی و در فرهنگ شرقی و مرد سالار. در کنار اینها، زیر بختک نظامهای استبدادی، مبارزه برای سکولاریسم و جنبشهای حقوق زنان که به این وضعیت تعرض کند و آن را تغییر بدهد ضعیف بوده اند.
رهایی زن: رسانه های بورژوایی و بطور اخص سلطنت طلبان مبارزه بر حق زنان علیه حکومت اسلامی را می خواهند منحرف کنند. برای نمونه تبلیغات هر روزه آنها نه علیه اسلام سیاسی بلکه در ضدیت با مردم عرب است که گویا اسلام و قوانین اسلامی را به قوم ایرانی تحمیل کرده اند . نظر شما در مورد تبلیغات ضد عرب این جریان چیست؟
اعظم کم گویان: در باب ترقیخواهی جریان راست سلطنت طلب باید بگویم که اعلیحضرت های سلطنت طلبان یکی پس از دیگری شریعه یعنی قانون اسلامی را تا آخرین روز سلطنت شان بعنوان بستر و خمیر مایه قوانین مدنی بر علیه زنان حفظ کردند. قانون حمایت خانواده که شاهکار این جریان محسوب میشود ارکان اصلی قانون شریعه یعنی محدود کردن حق اشتعال و تحصیل و سفر زنان به اجازه پدرو همسر، قانونی بودن تعدد زوجات مرد، قانون اسلامی طلاق، مشروط کردن حق سکونت زنان به اجازه پدر و همسر، و قانون مربوط به قتل ناموسی زنان در قانون مدنی زمان رضا شاه و محمد رضا شاه وجود داشت. اگر بعدا خمینی و اسلام سیاسی در ایران ناخالصی های این قانون را (که بخاطر الزامات سرمایه داری شدن جامعه به رژیم شاه تحمیل شده بود) را لغو کرد، این نباید لعاب ترقیخواهی بر پیروان اعلیحضرت بکشد.
بعلاوه دین زرتشت که مایه افتخار اینهاست و آن را در مقابل اسلام مطرح می کنند قبل از عروج اسلام در ایران دین رسمی و اصلی بود و مانند اسلام و ادیان دیگر بسیار سرکوبگر، کهنه پرست، ضد زن و سلطه طلب بود. سگ زرد برادر شغال است. این واقعیت که مسیحیت، انگیزاسیون و سالها کشتار و آزار را برای جامعه بشری ببار آورد ذره ای موجب امتیاز و اعتبار برای اسلام و یهودیت نمی شود و اینکه اسلام در ایران و خاورمیانه فاجعه می آفریند باعث انسان پناهی و خوش خیمی دین زرتشت نمی شود. همه ادیان ضد انسان و ضد خرد و ضد آزادی هستند.
رهایی زن: تاریخ جنبش زنان برای رهایی در ایران به چه دورانی بر می گردد؟
اعظم کم گویان: فعالیت و حرکت زنان برای کسب حقوق انسانی خود از اواخر قرن ١٩ و اوایل قرن بیستم آغاز شد و دو وجه داشت: اول، شرکت وسیع در حرکتهای سیاسی انقلاب مشروطه و دوم، فعالیت آگاهانه برای بهبود موقعیت خود. انقلاب مشروطه که از انقلاب ١٩٠٥ روسیه تاثیر گرفته بود با اعتراضات سیاسی روشنفکران ناراضی و بخشهایی از سنت اسلامی، تجار، کسبه و کارگران و گروههایی از زنان آغاز شد. در همین مقطع جنبش حقوق زنان با نهادها، انجمنها و نشریاتش ظهور کرد و برای سواد و بهداشت زنان و حضور آنها در زندگی اجتماعی فعالیت می کردند . انقلاب سوسیالیستی اکتبر در تقویت آزادیخواهی و برابری طلبی زنان در ایران تاثیر غیر قابل انکاری داشت. در این دوره طی بیست سال، بیش از بیست نشریه و مجله و دهها سازمان زنان که خواستار سواد و آموزش برای زنان، لغو حجاب، و بهداشت و حقوق انسانی برای زنان بودند، ظهور کردند. انجمنهای مارکسیستی دفاع از حقوق زنان ایجاد شدند. اولین خواست و اولویت جنبش حقوق زنان دستیابی به تحصیل و آموزش برای زنان و دومین اولویت، لغو حجاب بود. لغو تعدد زوجات، حضور در جامعه و زندگی اجتماعی، رفع عقب ماندگی و دستیابی به بهداشت و مظاهر زندگی مدرن و بهبود عمومی موقعیت زنان از دیگر خواستهای جنبش زنان در این مقطع بود .این پروسه، شروع جنبش آزادیخواهی زنان در ایران بود.
رهایی زن: ٨ مارس چه جایگاه ویژه ای در جنبش زنان و مبارزات آنان در ایران امروز برای برابری و رهایی از دست مذهب، حجاب اجباری، آپارتاید جنسی و اخلاقیات مردسالارانه و عقب مانده دارد؟
اعظم کم گویان: ٨ مارس نقطه آغاز دور نوین جنبش آزادیخواهی زنان در ایران است. فرمان حجاب خمینی یک روز قبل از ۱۷ اسفند ١٣٥۸ (هشت مارس ١٩٧٩) علیه زنان صادر شد. در این روز توجه جهانیان به تصاویر تظاهرات اعتراضی دهها هزار نفره زنان در خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ ایران با مشتهای گره کرده و قیافه های مصمم بر علیه لغو حجاب اجباری و حقوق برابر بر صفحات روزنامه ها و تلویزیونها در سراسر جهان جلب شد. با ظهور جنبش ٨ مارس و رویدادهای پس از آن مساله حقوق زنان و موقعیت سیاسی و اجتماعی آنها برجستگی غیر قابل تصوری در تاریخ معاصر ایران پیدا کرد .جنبش برابری طلبی زنان که در هشت مارس و زیر سرکوب خونین انقلاب ٥٧ پا گرفت در بیست و چند سال گذشته در طول و عرض و عمق، و در آگاهی و بلوغ سیاسی عمیقا متحول شده و نه تنها به یکی از سنگ بناهای سکولاریسم تبدیل شده بلکه میرود تا به یک انقلاب در بنیادهای ستم بر زنان دامن بزند .
محورهای اصلی این جنبش رهائی بخش، لغو حجاب و آپارتاید جنسی و سلب احکام و ارزشهای مردسالارانه و اسلامی است. اهمیت ٨ مارس در این است که هم آغازگر این جنبش بود و هم اینکه مبارزه زنان و مردان آزادیخواه و ابتکارات آنها هر سال بمناسبت ٨ مارس به آگاهی و توان و عمق این جنبش افزوده، آن را قدمها به جلو برده و به بخش لاینفک این مبارزه بین المللی تبدیل کرده است.
۲۲ فوریه ۲۰۰۶
نقل از نشریه رهایی زن شماره ۵۶