پیرامون ارائه و تصویب بیانیه "جنبش رهایی زن در ایران . وظایف حکمتیست ها" در کنگره اول حزب کمونیست کارگری – حکمتیست سوالات متعددی مطرح گردیده است. از قبیل اینکه ضرورت چنین بیانیه ای چه بود؟ در حالیکه حزب ما عملا یکی از جریانات فعال در جنبش رهایی زن در ایران میباشد جایگاه چنین بیانیه ای چیست؟ هم مطالبات و هم مبانی بحثهای بیانیه در برنامه " یک دنیای بهتر" نیز آمده است و برای حزب و فعالین جنبش رهایی زن مطالبه تازه ای را در بر ندارد. آیا بیانیه راه حل عملی خاصی را از لحاظ سیاسی- اجتماعی پیش پای حزب و فعالین جنبش قرار میدهد؟ چرا چنین بیانیه ای وظایف و نقشه عمل هایی را از جانب حزب و کنگره آن در دستور قرار نمی دهد؟
حزب حکمتیست ادامه یک سنت و جنبش اجتماعی بیست و چند ساله در دفاع از آزادی و برابری و بخصوص رهایی زنان است. ما بعنوان یک حزب کمونیست کارگری با تمایزات روشن خود دشمن سرسخت ستمکشی زن هستیم. ما می گوئیم ريشه نابرابرى و بيحقوقى امروز زن در جامعه سرمايه دارى صنعتى و مدرن امروز نهفته است. نظامى که به تقسيم جنسى انسانها در قلمرو توليد به عنوان يک عامل مهم اقتصادى و سياسى در تضمين سودآورى سرمايه مينگرد. از نظر ما ستمکشی زن، همچون تبعیض نژادی و ملی و مذهبی، برای سرمایه داری امکانی برای ايجاد شکاف و رقابت درونى بر مبنای جنسیت، در اردوى مردم کارکن است. شکاف و رقابت در صفوف مردم کارکن یکی از ارکان ارزان تر کردن دائمی کار کارگر است.
ما ریشه ستمکشی زن را در نظام سرمایه داری می بینیم و برای نابودی این نظام و رهایی زنان سرسختانه مبارزه می کنیم. ما معتقدیم که جنبش حقوق زنان همیشه دین بزرگی به جنبش کمونیستی داشته است. ما خود را میراث دار انقلاب اکتبر و تحولات عمیقی می دانیم که این انقلاب در موقعیت زنان بوجود آورد. در حزب کمونیست کارگری تا دو سال قبل ما پرچمدار بی تزلزل پیشروی در حقوق زنان و تعمیق خواستها و افق جنبش آزادی و برابری زنان بوده ایم. وجود شخصیتهای سرشناس و کمپینهای وسیع و موثر در تامین حقوق زنان و تشکلهای متعدد زنان و تاثیری که این فعالیت در افق و رادیکالیسم جنبش حق طلبی زن داشته است انکارناپذیر است. منصور حکمت در تعمیق افق جنبش رهایی و برابری زن- رهبری روشن بین و یار و یاوری توانا بود. متاسفانه مرگ وی و ضربه و صدمه ای که بر جنبش کمونیسم کارگری وارد شد به موقعیت ما در جنبش رهایی زن نیز ضربه زد. ما تلاش کردیم که از دل این صدمات بیرون بیائیم و سنت سرسختی و روشن بینی کمونیستی در رهایی زن را ادامه بدهیم.
اما ارائه این قطعنامه در کنگره اول حزب از چند لحاظ ضروری بود. اول اینکه با وجود اینکه ما ادامه یک سنت کمونیستی متمایز و پر سابقه هستیم اما این اولین کنگره ما بعنوان حزب حکمتیست بود و به این عنوان لازم بود که ما در کنگره که عالیترین نهاد این حزب هست رسما دیدگاههای خود در مورد رهایی زن و وظایف حکمتیست ها را اعلام و اراده واحد کنگره را برای تحقق رهایی زن به جامعه اعلام کنیم.
دوم اینکه ما در قبال پیروزی جنبش رهایی زن در ایران بعنوان یک جنبش وسیع و رادیکال که رکن مهمی در جنبش سرنگونی جمهوری اسلامی است و ما آن را بدلیل قدرتش یک انقلاب زنانه نامیده ایم بشدت و عمیقا خود را متعهد می دانیم و می خواستیم کنگره بعنوان عالیترین مرجع حزب این تعهد را رسما تصویب کند. این بیانیه چگونگی شکل گیری جنبش زنان برای رهایی پس از انقلاب 57 را طرح می کند و بدنبال آن شرایط و ملزومات پیروزی این جنبش رهایی بخش و انقلاب زنانه را اعلام می کند از قبیل: جدایی دین و دولت، لغو حجاب و آپارتاید جنسی و برقراری وسیعترین آزادیهای مدنی برای زنان از قبیل آزادی پوشش، آزادی تحصیل و اشتغال و ...، بیمه بیکاری مکفی، حمایت همه جانبه جامعه از زنان، از قربانیان فحشا و خشونت و اعتیاد و فراهم کردن امکانات تحصیل و آموزش و اشتغال زنان و مبارزه همه جانبه با مردسالاری و بی حقوقی زن.
سوم اینکه ما بر سازمان دادن و انسجام و رهبری صفوف این جنبش که از پراکندگی رنج می برد تاکید کردیم. ما اعلام کردیم که پیروزی این جنبش بدون تشکل یابی و متحد شدن حول پرچم یک حزب سیاسی کمونیستی قدرتمند که می خواهد و می تواند جنبش رهایی زن را به پیروزی برساند ممکن نیست. ما بر این تاکید کردیم که نیروهایی که مذهب رسمی میخواهند، نیروهایی که سکولاریسم نیم بندشان در مقابل مطالبات رادیکال و ماکزیمالیست زنان و در مقابل حمله انتقادی به زن ستیزی اسلامی به بهانه های مختلف سد میبندد، نمی توانند مبشر رهایی زن باشند. نیروهایی که مطالبات رادیکال زنان را "زیاده روی" و "افراط" میخوانند، نیروهایی که حجاب این سمبل آپارتاید جنسی را موضوعی" کم اهمیت" و "قابل گذشت" میدانند، نیروهایی که حجاب از سرزن برمیدارند و بر تن آنها لباس قومی و مذهبی و ملی میپوشانند، نه در صف جنبش مترقی احقاق حقوق زن، که پسقراولان توجیه بی حقوقی زن اند. در این بیانیه ما می گوئیم که رهایی زن نمی تواند کار ناسیونالیستها، قوم پرستان و جریانات ملی و مذهبی و گرایشات سازشکار درون جنبش حقوق زنان باشد. آزادی و برابری زن و مرد نمی تواند امر جنبشی باشد که حقوق ابتدایی زنان را به مذهب و قومیت و جنسیت و منافع طبقاتی طبقات حاکم می فروشد. این جریانات نه خواهان کوتاه کردن دست اسلام و دین از زندگی زنان هستند و نه علیه مردسالاری لجام گسیخته حاکم از حقوق زنان دفاع می کنند.
در شرایطی که چنین نیروهایی تلاش می کنند بر سر این جنش سوار و حاکم بشوند ضرورت فعالیت ما با نقشه و برنامه روشن از حیاتی هم حیاتی تر است.
چهارم اینکه در دور حیات و فعالیت پس از کنگره – حزب حکمتیست باید خود راسا به پای تدوین برنامه ها و فعالیتهای روشن و مدون برای تامین انسجام و سازماندهی و رهبری صفوف این جنبش برود و وظایف و نقشه عملهای روشنی در دستور کار کمیته های مختلف حزبی قرار دهد. نقشه عمل ها و وظایف کمیته های دیگر باید کار کمیته های مختلف رهبری فعالیت حزب پس از کنگره است. کنگره جهتگیری عمومی سیاسی و ارده واحد حزب برای تحقق این جهتگیری را تصویب می کند. تبدیل این جهتگیری به نقشه وبرنامه کار کمیته های مختلف حزب است از جمله اینکه چگونه و با چه اشکال سازماندهی باید صفوف مبارزه زنان را متشکل کرد چه خواستها و شعارهایی قابلیت بسیج و اتحاد میلیونی صفوف زنان را دارند و امثال آن.
لازم به توضیح نیست که چه در گذشته و چه در حال حاضر این حزب الهام بخش و یاور و پشتیبان سازمانها و کمپینهای متعددی در دفاع از جنبش رهایی و حق طلبی زنان بوده است و فعالین و اعضای رهبری آن مبتکر و سازماندهنده این فعالیتها بوده اند. این زمینه از کار همچنان بوقت خود باقی خواهد ماند. اما آنچه که ما در بیانیه بر آن تاکید داشتیم تضمین نقش حزب و فعالیتهای آن در قبال جنبش رهایی زن در ایران می باشد.