اسلام و اسلام سیاسی در غرب و در خاورمیانه

مصاحبه رادیو پرتو با اعظم كم گویان
نقل از حکمت، نشریه تئوریک حزب حکمیتست، شماره ۳ - آوریل ۲۰۰۶
فایل pdf

رادیو پرتو: چراغ سبز براى آغاز مذاكرات رسمى جهت عضویت عملى تركیه در اروپاى مشترك موجى از شادى را در میان دولتمردان تركیه بهمراه داشت· دولت تركیه انتظار طولانى را متحمل گردید· بطور رسمى دلایل كشدار شدن این پروسه به فاكتورهایى مانند ساختار سیاسى این كشور، مجازات اعدام، مساله كردها و حقوق بشر ارجاع داده میشود· این فاكتورها به هر سرانجامى رسیده باشند، همزمان با توافقات اخیر مساله جنجال برانگیز دیگر اختلافات دینى میان مابقى اروپا و تركیه و مساله چگونگى همزیستى میان اسلام و میسحیت در چهارچوب اتحاد اروپا است·

"آیا میخواهید پذیراى ۶۰ میلیون ترك در همسایگى خود باشید؟" این عبارت به همراه ۲ عكس، یكى یك دختر جوان با مقنعه اسلامى و دیگرى جمع چند نفره مردان در تلاش ذبح یك شتر در كنار خیابانى از محلات كشورى مسلمان نشین، واكنش یك سازمان ناسیونالیست سویدى به این رویداد بود· اما بدبینى، سمپاشى و مخالفت محدود به نژادپرستان نبود· تونى بلر، نخست وزیر انگلیس در پایان نشست سران اروپا گفت تصمیم عضویت تركیه، نشانگر تفاهم و همزیستى میان تمدنهاى مسیحى و اسلامى است· "همزیستى" و "تمدن اسلامى" ، دو عبارت اصلى و شاه كلید و جوهره سیاست دولتهاى غربى با پدیده اسلام، با اسلام سیاسى و با جمعیت باصطلاح مسلمان ساكن این كشورها در چند ساله اخیر را تشكیل میدهد· و این سیاست ثمره قابل لمس خود را ببار میاورد· در یك نگاه عمومى ، اما این تقلا هم چیزى از نگرانى، تناقضات و چنبره اسلام براى غرب، چه براى دولتها و چه براى مردم "خودى" و چه براى مهاجرین كم نكرده است·

این پدیده را، عوارض و چشم اندازهایش را میخواهیم با شما موشكافى كنیم·

اجازه بدهید از یك سطح عمومى تر شروع كنیم· مذهب دارد هر چه بیشتر و بیشتر در اروپاى زمانى مظهر سكولاریسم، جا براى خود باز میكند· آخرین نمونه، در مباحثات مربوط به قانون اساسى اروپا و اطلاق میسحیت به هویت اروپایى جنجال بر انگیز شد· هویت شهروندان! و در مقابلش دیگر آن صف بدیهى از سكولاریسم را به سختى میشد دید· قضیه از چه قرار است؟ از كجا كمیت هویت شهروندان اینقدر لنگ از آب در آمده؟

اعظم کم گویان: با مشاهده شما موافقم. مذهب در همه جا تحرک فوق العاده ای دارد و آسایش و آرامش را از مردم سلب کرده است. مذهب سازمان یافته یعنی صنعت مذهب دست بالا را پیدا کرده با دخالت دولت در زندگی اجتماعی مردم در آموزش و پرورش و در شکل دادن به قوانین و در تعریف و باز تعریف کشمکش های اجتماعی و سیاسی جلودار می شود. دولتهای حاکم در غرب هم بخوبی از این برکت یعنی صنعت مذهب و ادیان سازمان یافته برای سرکوب مردم برای تفرقه در صفوف آنها و برای پیشبردن سیاستهای خود استفاده می کنند.

بورزوازی که دویست سال پیش دین را بطرز رادیکالی از دولت و قانون و بسیاری از وجوه زندگی اجتماعی بخصوص در کشورهایی مانند فرانسه و آمریکا بویزه در فرانسه بسیار مترقیانه کنار زد چون سد راه پیشرفت و گسترش سرمایه داری بود در نیمه دوم قرن بیستم کاملا رو به مذهب برد و راه را برای صنعت مذهب و ادیان سازمان یافته برای نفوذ در قوانین و زندگی اجتماعی مردم باز کرد و به آن امتیازات زیادی داد. اکنون این یک ترند برجسته و مضر و مخرب در همه جا حتی در اروپاست که خود زمانی مهد سکولاریسم بود یا حداقل نسبت به مذهب خنثی بود. دین برای بورزوازی خیر دارد به همین دلیل آن را در آموزش و پرورش در قوانین و رسانه ها و زندگی اجتماعی وارد می کند تا مردم را ساکت و مرعوب نگهدارد.

نیرویی که می تواند مذهب و صنعت مذهب را کنار بزند دیگر جریانات لیبرالی بورزوایی نیستند. این نیرو در در ضعف و فترت بسر می برد و این علت کمیت لنگی است که به آن اشاره کردید. این دیگر رسالت سوسیالیسم و چپ جامعه است که تعرض گستاخانه مذهب و تاخت و تاز صنعت مذهب را کنار بزند با قدرت بیشتری عمل کند و مردم را علیه این افسار گسیختگی مذهب بسیج نماید.

رادیو پرتو: آیا در میان خود شهروندان اروپایی مساله هویت آنقدر سردرگم است که باید مسیحیت را به آن آویزان کرد؟

اعظم کم گویان: مساله کاملا برعکس است. در غرب یک روند بی دین شدن مردم غالب است. بریتانیا یک نمونه بارز است. در اروپای مرکزی و شمالی و حتی آمریکا مردم مذهب را کنار می گذارند و یا لا اقل خود را با تعابیر انسانی تر یا دلبخواهی تر از مذهب و متفاوت از تعابیر رسمی صنعت مذهب تداعی می کنند. غالبا بحث در باره دین و مذهب حداقل معذبشان می کند. مساله این است که دولتها مذهب را تحمیل می کنند امامشکل این است که همین مردم در مقابل تحمیلات دولت و صنعت مذهب نمی ایستند.

رادیو پرتو: به اسلام برگردیم· در پى سیاستهاى اخیر، اسلام از میدان عمل بازتر، از دبدبه و كبكبه بیسابقه اى در اروپا برخوردار شده است· امام و مساجد و مدارس و راه پیداكردن در مدیاى دولتى و ·· نمونه هاى آنهاست· شما با این مشاهده من موافقید؟ مبانى سیاست اینها چیست؟

اعظم کم گویان: اسلام در اروپا از طریق مدارس اسلامی در تحمیل حجاب به زنان و دختران در میدان دادن به ملاها و شیخ ها گسترش یافته است. علت این است که دول غربی با اسلام مخالفتی ندارند. با اسلام سیاسی هم منهای رگه و نیش تروریستی آن در غرب هم مخالف نیستند. اگر اسلام سیاسی تروریسم اش را در غرب کنار بگذارد میدان عمل بیشتری از آنچه که فی الحال دارد به آن می دهند. چند سال است که دارند اینکار را می کنند. کدخدایی و ریش سفیدی و سخنگویی جامعه مهاجر را به آنها بخشیده اند. به آنها پولهای کلانی برای ایجاد مدارس اسلامی و مساجد و مراکز اسلامی می دهند. در کانادا دارند اجازه ایجاد دادگاههای حکمیت مبتنی برقانون شریعه را به آنها می دهند که در امورارث و ازدواج و طلاق و روابط زن و مرد تصمیم بگیرند. دولتهای غربی نشان داده اند که حاضرند حقوق و اختیارات و امتیازات بیشتری به جریانات اسلامی بدهند مادام که ا ینها در غرب فعالیت تروریستی نکنند.

مساله دولتهای اروپایی و غربی نه مخالفت با اسلام و اسلام سیاسی است و نه دفاع از سکولاریسم. صنعت مذهب و اسلام در سرکوب مهاجرین و تامین یک قشری که شهروند درجه چندم محسوب بشود برایشان مفید است. می خواهند اسلام را در چهارچوب سیاستهای تعیین شده باد بدهند. می خواهند مادام که جنبش اسلامی بدون فعالیت تروریستی که امینت جامعه را در غرب بهم بزند فعالیت کند و هر دو باهم بخورند با هم سرکوب کنند و تفرقه در بین مردم بوجود بیاورند. چه چیزی بهتر از یک اسلام سازمان یافته حاضر یراق در مدرسه و آموزش و پرورش و محل کار و زندگی اجتماعی می تواند دهها میلیون مهاجر را تحت عنوان اسلام و مسلمان در اروپا سرکوب کند و از انتگره شدن آنها در جامعه جلوگیری کند و یک تفرقه و تنش دائمی بین مردم بر مبنای دین بوجود بیاورد؟

رادیو پرتو: از "تمدن اسلامى" بحث را پى بگیریم· اینها تمدن را مبنا قرار میدهند تا دو قدم بعد تر به همزیستى برسند· تمدن اسلامى اینها دو وجه عمده دارد· اول، دفاع علنى از بخشهاى زیادى از اسلام و توجیه آن تحت عنوان" فرهنگ مردم"، و دوم القاء وجود ( و یا بهتر است بگویم تراشیدن) استنتاجى دموكراتیك و مدرن از اسلام· سوال من اینست، اینها در راس سیاستهاى غرب مشغول چه هستند؟ این خوش خدمتى عیان براى چى است؟ غولى را میسازند تا بعدا در شیشه اش كنند؟

اعظم کم گویان: مقوله تمدن مسیحی و تمدن اسلامی هر دو بی معنا و پرت هستند. نه کشورهای غرب حول مسیحیت صف بندی شده و مدنیت خود را مسیحی می دانند و نه اسلام یک تمدن است که در کشورهای شرق و خاورمیانه حاکم باشد و نقشی شبیه بطور مثال شبیه امپراطوری عثمانی داشته باشد که در محدوده وسیعی در جهان تفوق داشت و تا جنگ جهانی اول مضمحل شد . اختلافات تمدنی قالبی برای بروز اختلافات فی الحال موجود هستند. "تمدن" و "مقولات تمدنی" در تبلیغات سیاسی برای منافع خاصی نقش دارند. اسلامیت یا مسیحیت و تبیین های اسلامی یا تعصبات مسیحی ابزارهای بسیج اجتماعی در کشمکش بر سر منافع زمینی معینی است و خود اصلا بر سر اسلام و مسیحیت یا تمدن اسلامی و مسیحی و تقابل این دو با هم نیست.

اشاره تونی بلر به تفاهم و همزیستی تمدن مسیحی و اسلامی و آنچه که در رسانه های غربی طرح می شود هم بر همین اساس است و باید آن را در متن کشمکشهای اجتماعی دید. تونی بلر اولا دارد می گوید ما به شما راه می دهیم بشرطی که قابل تفاهم باشید و در حدودی که ما تعیین می کنیم بدون نطامی گری و خشونت برای ما د رغرب عمل کنید. آن را د رقالب تمدنی فرموله می کند. ثانیا می گوید تمدن اسلامی باید قابل همزیستی باشد و ثالثا با فرمول تمدن کل مردم منتسب به شرق را که در شرق یا درغرب زندگی می کنند را در یک بسته بندی تمدن اسلامی می گذارد تا هر وقت لازم داشت مردم غرب و افکار عمومی را بعنوان بی تمدن و مسلمان علیه آنها بسیج کند. مقولات تمدنی در دنیای واقعی و بطور ابزکتیو وجود ندارند اما برای بیان منفعتهای مادی طرح و استفاده می شوند.

رادیو پرتو: اینها از همان ابتدا بچه های مردم را بعنوان مسلمان دودستی تحویل اسلامیون می دهند. دارند غولی را می سازند. چگونه می خواهند آن را کنترل کنند؟

اعظم کم گویان: فکر می کنند می توانند به اشکال مختلف مانع تروریسم و ابراز وجود نظامی جریانات اسلامی بشوند. این تناقضی است که باید به آن جواب بدهند. دولتهای غربی در غرب سعی می کنند مانع اسلام بدخیم و تروریسم اسلامی بشوند. در حالیکه در خاورمیانه با سیاستها و عملکردهایشان در زمینه عراق و فلسطین اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی که استراتزی این جریان است را تقویت می کنند. تروریسم اسلامی منطقه ای عمل نمی کند بلکه بین المللی عمل می کند و بهمین دلیل غرب نمی تواند آن را به خاورمیانه و یا دنیای غیر غرب محدود کند. این کوتاه بینی است که فکر می کنند در خاورمیانه تروریسم عمل کند و در غرب مانع آن بشوند و وادارش کنند که اسلحه هایش را بیرون مرزها بگذارد و در کشورهای اروپایی صرفا مشغول اشاعه اسلام و برپایی مدارس اسلامی و مساجد و ... بشود. این تناقض در سیاستها و روشهای دول غربی وجود دارد.

رادیو پرتو: ۱۱ سپتامبر چه تاثیرى بر این روند داشته است؟ با این رویداد، اسلام در مركز سیاست و توجه بین المللى قرار گرفت· دنیا را حول، خطر اسلام و ظرفیت هاى كور تروریستى آن تجدید سازمان داد· بنظر منطقى میاید كه عرصه باید بر اسلام تنگ تر بشود، چرا برعكس است؟

اعظم کم گویان: در واقعیت مساله پیچیده تر از اینهاست. درست است که اسلام بلافاصله پس از یازده سپتامبر در مرکز توجه بین المللی قرار گرفت و مردم ظرفیتهای دهشتناک آن را لمس کردند شناختند و وحشت کردند اما عکس العمل مردم نسبت به آن یک عکس العمل هوشیارانه و فعال نبود. می خواستند مانع بدتر و خراب تر شدن اوضاع بشوند. سعی کردند فقط جلوی این توحش را بگیرند بدون آنکه با آن دربیقتند. یک افق روشن حاکم نبود. هنوز هم کماکان همینطور است و تغییر چندانی نکرده است.

از طرف دیگر یازده سپتامبر یک حرکت تروریسم اسلامی و یک اپیزود آن بود. یک وجه آن را شما گفتید که اسلام در مرکز توجه بین المللی قرار گرفت. اما روندهای دیگری هم در جریان بود و هست که باعث تقویت جریانات اسلامی شد. آمریکا به عراق حمله کرد و تقویت اسلام سیاسی یکی از پیامدهای اصلی آن بود. الان عراق یکی از پایگاههای تروریسم اسلامی در منطقه و در جهان است. این جریا ن می خواهد قدرت را در عراق بدست بگیرد. اسلام سیاسی از طریق استراتزی آن که تروریسم اسلامی است برای حفظ موقعیتش در خاورمیانه و برای سهیم شدن در قدرت تلاش می کند. به هر درجه مساله فلسطین در بی آیند گی و بحران بماند و غرب در پشبیبانی از اسرائیل به بدتر شدن وضعیت منطقه کمک کند به همان درجه اسلام سیاسی از این وضعیت تغدیه می کند و نیرو می گیرد و میداندار می شود.

اسلام یک پدیده در خلا نیست. بدلیل تناقضات و بحرانهای حل نشده در خاورمیانه دائما اسلام سیاسی تقویت می شود. غرب با نیروگرفتن اسلام سیاسی مخالفت ندارد. غرب خود خالق این جریان بود. آنها را در افغانستان در مقابل بلوک شرق بوجود آورد. خمینی و جمهوری اسلامی را سوار انقلاب ایران کرد. غرب فقط مخالف تروریسم اسلام سیاسی در غرب است. از طرف دیگر صف مردم آزادیخواه شفافیت و روشنی و جواب تعرضی را ندارد. بستگی به ما در ایران و عراق دارد که چکار کنیم تا معادله را به نفع مردم و آزادیخواهی تغییر بدهیم.

رادیو پرتو: نمونه ترور فیلم ساز هلندى، سوال دیگرى در همین زمینه را باز میكند· در هفته اول واكنش اولیه موجى وسیع از انزجار علیه مقصرین و اسلام و ·· بود· اما بتدریج كه دولت خط خود را باز شناخت، چهره هاى پیش كسوت اسلامى تلوزیون و مدیا را قرق كردند· طرح ساخت چندین مسجد كه در بایگانى خاك میخورد سریعا به مرحله اجرا رسید، مدارس و موسسات اسلامى زیر چتر حمایت قرار گرفتند و ···· آیا این متناقض نیست؟

اعظم کم گویان: نه بنطر من متناقض نیست. آنچه که شما شاهدش بودید عکس العمل طبیعی مردمی است که از جنایتی نطیر سلاخی وان گوگ بدست اسلامیون منزجرند و دهها هزار نفر به خیابانها ریختند و احساساتی انسانی را نسبت به این توحش اسلامیون ابراز کردند. رسانه ها که تابع جو هستند و نان را به نرخ روز می خورند در همان پریود کوتاه آن انزجار و احساسات انسانی را منعکس کردند. اما دولتهای حاکم بزودی کنترل اوضاع را بدست گرفته و مانع رادیکال شدن فضا و مانع خدشه دار شدن اسلام و تعرض به جنبشهای اسلامی شدند. اینجا هم همان صحنه کشمکش و جدال مردم و آزادیخواهان با کسانی که در تعرض و تاخت و تازاسلام و جنبشهای اسلامی ذینفعند را شاهد هستیم.

رادیو پرتو: میخواستم بپرسم، در این میان چى نصیب جمعیت پناهنده شده است؟

اعظم کم گویان: راسیسم" بی حقوقی شدیدتر و یک وضعیت سیاه. قوانین بشدت ضد پناهنده و موقعیت آپارتاید اجتماعی و سرکوب بیشتر. در حاشیه جامعه ماندن و شهروند درجه چندم محسوب شدن و در گتوها زندگی کردن و مانند مجرم محسوب شدن . مادام که تعرض جدی به این اوضاع نشود و اگر فاکتور مبارزه و تلاش مردم و افکار عمومی مترقی را کنار بگذاریم وضعیت سیاهی خواهد بود. دولتهای غربی مردم و افکار عمومی را با رسانه ها و ابزار دیگر علیه پناهندگان بعنوان مسلمان وحشی و مجرم تحریک می کنند.

رادیو پرتو: با این توصیفات، صف بندى هاى اصلى برای سكولاریسم، براى انسانیت مدرن و بر علیه اسلام سیاسى به چه ترتیبى در آمده است؟ شما شاره کردید که بستگی به این دارد که ما در ایران و عراق چکار کنیم.

اعظم کم گویان: بنظر من اکثریت وسیعی از مردم در همه جا تشخیص می دهند و معترضند اما بسیاری از ترس اینکه راسیست خوانده نشوند عمدتا خاموشند. رهبر می خواهند که آنها را به میدان بیاورد. فشار روی مردم زیاد است. اما نیروی موجود سکولاریست تاب و توان کافی برای مقابله با این موج سازمان یافته صنعت مذهب در کشورهای اروپایی وبه شکست کشاندن سیاست دولتهای غربی در مورد مذهب و جنبشهای اسلامی را ندارند. چپ موجود در غرب هم اساسا خود هیزم بیار برای آتش این معرکه اسلامی است و یا در بهترین حالت به جریانات اسلامی بدهکار است.

چپ وسوسیالیسمی مانند کمونیسم ما می تواند و باید این تعرض مذهب را عقب بزند و به آن افسار ببندد و راستش این دو جنبه دارد: یکی مبارزه ای که علیه اسلام سیاسی در صحنه جوامع ایران و عراق می کنیم که باید منجر به به عقب راندن اسلام سیاسی و تغییر در توازن قوای منطقه بشود و وجه دیگر مبارزه ما در غرب است بعنوان شهروند بعنوان مبارز حقوق زن و مدافع ممنوعیت حجاب کودک و طرفدار حقوق جهانشمول انسان و مدافع حقوق پناهندگی و منتقد دین و اسلام و پیشتاز مبارزه برای سکولاریزه کردن جامعه و مذهب زدایی از آن. به این ترتیب می توانیم این نیروی معترض اما عمدتا خاموش در غرب را بسیج کنیم و به میدان بیاوریم.

آوریل ۲۰۰۶

نقل از حکمت، نشریه تئوریک حزب حکمیتست، شماره ۳