مذاکره ایران با آمریکا
چرا؟

از ستون با رهبران حزب: نشریه سازمان جوانان حکمتیست

جوانان حکمتیست: مذاکره ایران و امریکا همیشه در قاموس جمهوری اسلامی یک "کفر" بوده است. حتی در زمان عروج جنبش اصلاحات، بسیاری از شخصیت های این جنبش سعی داشتند که به نوعی این مساله را حل کنند و باب مذاکره را با امریکا باز کنند. حتی در آن دوره خود دولت امریکا هم نسبت به این موضوع برخورد مثبتی داشت. اما هر بار با اعمال فشار جناح محافظه کار با این کار مخالفت می شد. اما در حال حاضر که حاکمیت (چه دولت و چه مجلس) در دست به اصطلاح محافظه کاران قرار دارد، چه عاملی باعث شده که جمهوری اسلامی (حتی با تایید خامنه ای) حاضر به مذاکره با امریکا بر سر مساله عراق شود. اگر ممکن است برای خوانندگان نشریه جوانان توضیح دهید که اوضاع از چه قرار است؟

اعظم کم گویان: اقدام مذاکره با جمهوری اسلامی از سوی آمریکا بوده و جمهوری اسلامی به این دلیل روشن که در عراق دست بالا را دارد و می خواهد در این میان امتیاز بگیرد به پای مذاکره رفته است. آمریکا به این دلیل که در عراق دچار مخمصه است برای کاهش بحران خود در عراق ناچار از مذاکره با جمهوری اسلامی شده است. عراق ميدان کشمکش آمريکا و اسلام سياسی بر سر تقسيم قدرت در خاورميانه است. در این میدان اسلام سياسی و در راس آن جمهوری اسلامی ايران، ابتکار عمل را در دست دارد و اجرای سياست های آمريکا در عراق را به ناکامی کشانده است. در جبهه مقابل، فشار بر ابراهيم جعفری برای پس گرفتن نامزدی خود برای احراز پست نخست وزيری افزايش یافته است. جعفری از مدتی قبل برای کناره گيری تحت فشار بوده است اما تاکنون در برابر فشارها مقاومت کرده است. احزاب کرد و جریانات مرتجع موسوم به سنی کاندید شدن جعفری به عنوان نخست وزير از سوی جناح پارلمانی حاکم که در اختيار شيعيان است را رد کرده و تهديد کرده اند در صورت عدم کناره گيری او، شرکت در دولت را تحريم خواهند کرد. شیعيان سرشان به جمهوری اسلامی بند است، جدال قدرت بلامنازع خود را مصرانه پيش ميبرند و دست بالا را دارند. اينها خواهان ابقای جعفری در پست نخست وزيری و در فکر قبضه وزارتخانه های عمده و مهم هستند و برای آمریکا و سفیر آن تره خورد نمی کنند. مجلس اعلای شیعیان عراق خواهان فدراليسم شيعه در مرکز و جنوب عراق است.

اين بحران، در متن اوضاع نابسامان عراق، نشان می دهد که گرفتاريهای آمريکا در "باطلاق" عراق ابعاد جديدی به خود گرفته است. دامن زدن به جنگ مذهبی شيعه و سنی که خارج از مرزهای عراق، بر سر آينده خاورميانه و گرفتن امتياز، از تهران هدايت ميشود، عراق را به حمام خون مبدل کرده است. روی کار آمدن حماس، فشار اخوان المسلمين در مصر، پراکنده شدن نيروی ناسيوناليسم عرب در عراق، ناتوانی ناسيوناليسم عرب در منطقه فاکتورهایی هستند که اسلام سیاسی را قدرتمند کرده اند. اینها عوامل و فاکتورهایی هستند که آمریکا را به مذاکره با جمهوری اسلامی کشانده است.

در دوره های قبل در زمان حاکمیت جناح رفسنجانی و بعد دوم خرداد، غرب از یک موضع پراگماتیستی امیدوار بود و تلاش می کرد با تقویت این جناح ها بتواند ترمزى بر حرکات و تحريکات ضد غربى رژيم ايران باشد و حکومت اسلامى را در يک رابطه متعارف تر و قابل پيش بينى تر و مسالمت آميز تر با کشورهاى غربى قرار دهد. فرمولبندی "جناح معتدل" خصلت نمایی این جریانات و خاصیت آنها برای دول غربی بود. مذاکره با آمریکا در آن زمان در گرو تعیین تکلیف جدالها و نزاعهای درون حاکمیت و روشن شدن سرنوشت جمهوری اسلامی بود. در آنزمان برقراری مناسبات رسمى ميان ايران و آمريکا منوط به حل معادلات سياسى پيچيده ترى چه در خود ايران و چه در سطح بين المللى بود. مساله روند صلح فلسطين، موازنه قوا ميان اعراب و اسرائيل، تعيين تکليف ارتجاع اسلامى در خاورميانه و شمال آفريقا، مساله رابطه غرب با عراق، و از همه مهمتر سرنوشت کشمکشهاى جناح هاى مختلف رژيم اسلامى، اينها معضلاتى بودند که عاقبت رابطه ايران و آمريکا به آنها گره خورده بود.

این معادلات بدلیل نظامی شدن فضای خاورمیانه، بحران عراق، دست بالا پیدا کردن اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی و تجاوزگری آمریکا و سیاست نظم نوین جهانی آن اکنون در نقطه بحرانی تری قرار گرفته اند. مذاکره آمریکا با جمهوری اسلامی در متن چنین وضعیتی برای آمریکا راهی برای تحفیف بحران عراق و برای جمهوری اسلامی برای کسب امتیازات و حفظ دست بالا داشتن در رابطه با غرب است.

از زاويه منفعت مردم هر نتيجه ای که از این مذاکره حاصل بشود و هر توافقی در مورد ترکیب و تعداد قاتلین و مرتجعين قومی و مذهبی صورت بگیرد، اين سناريوی جنگ و ترور و کشتار ادامه خواهد یافت. این بحران چنان عمیق و پیچیده است که توافقات جديد، تخاصمات جديدی را با خود همراه خواهد داشت. عبور از هر بحران بحران دیگری می آفریند.

قربانيان کل اين ماجرا اکثريت مردم عراق هستند. بايد مردم به نيروی خود راه حل تمام اين بحران ها را پيدا کنند و با قدرت خود اين اوضاع را تغيير دهند. به ميدان آوردن نيروی متحد مردم در دفاع از مدنيت و زندگی در عراق، مردم را از شر اين جنايت تاريخی آمریکا و اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی خلاص خواهد کرد.