اعظم کم گویان
طبق آمارهای یونیسف و سازمان بهداشت جهانی سالانه حداقل ٣ میلیون زن و دختر بچه در سنین نوزاد تا ١٥ سالگی در خاورمیانه و کشورهای آفریقایی ختنه شده اند . سن متوسط دختران ختنه شده بین ٤ تا ١٢ سال است. سازمان بهداشت جهانی مثله کردن تمام با بخشی از اندام تناسلی بیرونی زنان یا هر نوع صدمه ای به ارگانهای تناسلی زنان را چه بدلایل فرهنگی و چه به دلایل غیر پزشکی و غیر بهداشتی، ختنه تعریف کرده است.
معنای عملی و فرهنگی ختنه زنان در کشورهای آفریقایی از سنگال تا سومالی و در بین مسیحیان و مسلمانان ساکن این کشورها متفاوت و بقرار زیر است: ضمانتی برای حفظ بکارت دختران، وسیله ای برای کنترل جنسی و جلوگیری از رابطه جنسی دختران قبل از ازدواج، تامین لذت جنسی بیشتر برای مردان، مرحله ای در بلوغ جنسی دختران، طهارت و پاکی جنسی دختران و تامین باروری بیشتر زنان پس از ازدواج.
ختنه زنان صدمات و خطرات جانی غیر قابل جبرانی برای آنان در بردارد. اختلال در دفع ادرار و عفونت مجاری ادرار، خونریزی دائمی، تشکیل زخمها و غده های مختلف تا حد یک توپ فوتبال از عادی ترین عوارض این عمل وحشیانه هستند . دخترانی که ختنه شده اند بطور مادام العمر چه در هنگام رابطه جنسی و چه در موقع زایمان دردهای شدیدی را متحمل میشوند. تاکنون کشورهای مصر، غنا، سودان، کنیا، بورکینا فاسو، گینه و سنگال قانونا ختنه زنان را جرم محسوب کرده اند. این قانون در سنگال نیز تصویب و به قانون مدنی کشور اضافه شد. بالاترین مراجع مذهبی و رهبران قبایل در سنگال اعلام کرده اند که حاضرند بمیرند و زیر بار چنین قانونی نروند و درست در موقع تصویب قانون ممنوعیت ختنه زنان، در دهکده ای در جنوب سنگال، ١٢٠ دختر را طی مراسمی ختنه کردند .
دولت مصر و برخی از کشورهای آفریقایی نیز تحت فشارها و شرایط مشابهی ختنه زنان را قانونا جرم محسوب کردند. در گینه مجازات ختنه زنان مرگ است اما این قانون هیچوقت پیگیری و اجرا نشده است. دولتهای حاکم در آفریقا از ترس تکرار شورشهای خونینی که در زمان حاکمیت قدرتهای استعماری در آفریقا روی داد، قانون ممنوعیت ختنه زنان را اعمال و پیگیری نمی کنند .مراجع مذهبی و سران قبایل، کنیا در سالهای دهه ١٩٥٠ وقتی که قانون ممنوعیت ختنه زنان تصویب شد، جنبشی به راه انداختند و دختران جوان را وادار کردند این شعار را بدهند: "خودم خود را می برم و ختنه می کنم. با تصویب قانون ممنوعیت ختنه، اهالی دهکده های سنگال اعلام کرده اند که در مقابل اجرای این قانون که همه اقوام و دوستان آنان را به مجرمین تبدیل کرده است، مقاومت می کنند .
علاوه بر مقاومت ارتجاعی ناسیونالیستها و سران قبایل و مذاهب در آفریقا که سرسختانه از ختنه زنان دفاع می کنند، بخشی از جنبش زنان در غرب هم تحت عنوان تهاجم فرهنگی قدرتهای بزرگ غربی به فرهنگ مردم آفریقایی، معادل قرار دادن ختنه زنان با شعار و خواسته فمینیستی "کنترل زن بر بدن خودش" و اینکه این عمل را زنان در حق زنان انجام می دهند، مخالف مقابله با این سنت ضد انسانی هستند. تا چند سال قبل فمینیستها علی العموم و یکصدا ختنه زنان در آفریقا را محکوم می کردند. با رواج ایده نسبیت فرهنگی در چند سال اخیر بخشی از جنبش فمینیستی هم مخالفت با ختنه زنان را کنار گذاشته است. از جمله "جرمین گریر" فمینیست سرشناس و با نفوذ جهان غرب بدلایل زیر٭ مقابله با ختنه زنان را مردود می داند:
- ختنه پسران در بین مسلمانان و یهودیها چه در غرب و چه خارج از آن بعنوان یک سنت و فرهنگ صورت می گیرد، چرا ما در غرب نسبت به آن عکس العمل نشان نمی دهیم؟ چرا سازمان ملل هیچگونه طرح و برنامه ای علیه آن ندارد؟ ختنه مردان در غرب محکوم نمی شود چون ما آن را بعنوان یک سنت برسمیت شناخته ایم. چرا این سنت را در مورد زنان آفریقایی به رسمیت نمی شناسیم؟
- مردان برای زیبایی، آلت جنسی شان را سوراخ و به آن حلقه آویزان میکنند، ما بدلایل فرهنگی یا عدم دخالت در زندگی خصوصی افراد کاری به آن نداریم. چرا در مورد ختنه زنان آفریقایی دخالت میکنیم؟
- عمل جراحی اندامهای جنسی برای تعیین تکلیف جنسیت افرادی که دچار اختلال جنسی هستند، توصیه شده و توسط پزشکان صورت می گیرد .ما این عمل را در غرب بعنوان یک عمل درست و لازم برسمیت می شناسیم.
- در غرب بسیار معمول است که مراجع پزشکی درصد قابل توجهی از زنان را هنگام زایمان، بدون دلیل موجه، سزارین می کنند، یا دهانه رحم را برای خروج سر نوزاد پاره میکنند (باوجود اینکه این عمل به ماهیچه های مجاری ادرار و مقعد زن آسیب جدی می رساند) یا بسیاری از زنان بدلایل متعدد رحم شان را کاملا بر می دارند .چرا ما در غرب این مشکلات را برسمیت نمی شناسیم و با آن برخورد نمی کنیم اما به ختنه زنان در آفریقا کار داریم؟
- زنان و مردان برای زیبایی به عمل جراحی آلت جنسی شان و زنان به عمل جراحی زیبایی سینه هایشان دست می زنند، چرا ما این عمل را در غرب تقبیح نمیکنیم؟
- زنانی که در غرب بدلایل مختلف بخشی از آلت جنسی شان را خودشان قطع می کنند، یا اینکار را برای آویختن حلقه به آن و بدلایل زیبایی انجام میدهند، ما حق آنها را در کنترل بر بدنشان و یا فرهنگ و علائق شخصی آنها را برسمیت می شناسیم، چرا این در مورد زنان و دختران سومالیایی صادق نیست؟ چرا دختران غربی و آفریقایی نمی توانند به دلایل یکسان یعنی رسم و فرهنگ و داشتن کنترل بر بدنشان، دستگاه تناسلی شان را ببرند و سوراخ کنند؟ هردوی اینها، این عمل را برای رضایت خودشان انجام می دهند و نه ارضای جنسی بیشتر مردان.
- این عمل علیرغم خطرات جسمی اش برای زنان، بین مردم قبایل آفریقایی همبستگی و اتحاد بوجود می آورد و به آنها هویت فرهنگی میدهد، چرا قدرتهای غربی و آمریکا این همبستگی را مختل می کنند؟ این هجوم امپریالیسم فرهنگی است و محکوم است.
* زنان را زنان ختنه می کنند و نه مردان.
- علیرغم دردناک و خطرناک بودن ختنه برای زنان، این رسم با وجود اینکه پنجاه سال است که جنایی و غیرقانونی شده، و قدرتهای غربی از غیرقانونی کردن آن حمایت کرده اند، ادامه دارد. ما باید ختنه زنان را در آفریقا را بعنوان یک رسوم فرهنگی و کاری که خود زنان در حق خودشان انجام می دهند، در نظر بگیریم، برسمیت بشناسیم، و به جای جنایی کردن آن، امکانات بهداشتی و پزشکی به آن اختصاص دهیم. در پاسخ به استدلالات فمینیستی جرمین گریر و سایر مدافعین نسبیت فرهنگی و احترام به هویت فرهنگی مردم آفریقا باید گفت که ختنه پسران یا مردان بالغ در غرب هم یک سنت عقب افتاده و مذهبی است و باید با آن مقابله فرهنگی و قانونی کرد. عمل پزشکی برای تعیین تکلیف جنسیت افراد بالغی که می خواهند از نظر جنسی زن یا مرد بشوند، امر خصوصی آنهاست و به عمل ختنه زنان در آفریقا ربطی ندارد. عمل جراحی جنسی دستگاه تناسلی یا سینه های زنان و مردان به منظور زیبایی از جانب زنان و مردان بالغ و بالای سن قانونی صورت می گیرد و حق آنهاست و اینهم ربطی به ختنه زنان در آفریقا ندارد. سوراخ کردن دستگاه تناسلی و سینه زنان و مردان برای زیبایی و آویختن حلقه به آن از جانب دختران و پسران بالغ تصمیم خود آنهاست و به ختنه زنان در آفریقا مربوط نیست. قانون در غرب برای این سوراخ کردنها یک حد سنی تعیین کرده است و والدین به این عمل از جانب فرزندان زیر سن قانونی خود عکس العمل نشان می دهند و مانع آن میشوند.
عمل سزارین و یا پاره کردن دهانه رحم زنان در هنگام زایمان برای بیرون آوردن نوزاد یا سر او، اگر دلیل موجه پزشکی نداشته باشد و صرفا برای راحتی کار مراجع پزشکی و یا اجتناب از هزینه بیشتر پزشکی صورت بگیرد، از نظر قانونی قابل رسیدگی و تعقیب و مجازات است. اینهم به ختنه زنان در آفریقا نامربوط است. اما در مورد کنترل زنان بر بدن خودشان و اینکه این مردان نیستند بلکه زنانند که در آفریقا زنان را دیگر ختنه می کنند، اول باید دید " زنان" ختنه شده در آفریقا در چه سن و سالی هستند. طبق گزارشات سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل، ختنه زنان از ماههای بعد از تولد تا سن ١٥ سالگی صورت می گیرد و متوسط آن بین ٤ تا ١٢ سال است. اینها زنان بالغ نیستند بلکه یا نوزادند یا دختربچه هایی در سنین چند ماهگی تا ١٥ سالگی. این " کنترل زنان بر بدنشان نیست " این جنایت در حق کودکان دختر است.
طبق نرمهای برسمیت شناخته شده قانونی و انسانی متعارف در جهان امروز سن قانونی برای استقلال فردی، مدنی و حقوقی و جنسی دختران ١٦ یا ١٨ سال است و از این سن به بعد از نظر جامعه زن، بالغ به رسمیت شناخته شده و حق دارد بر مقدرات خود و از جمله در مورد بدنش بدلایل پزشکی و فرهنگی و زیبایی و جنسی مطابق نرمهای انسانی و قانونی تصمیم بگیرد. دخترانی که در آفریقا ختنه می شوند زیر سن قانونی هستند و آنها را در حالیکه وحشت زده هستند و جیغ می کشند، زیر تیغ مثله جنسی می کشند. این نه کنترل زن بر بدنش بلکه تجاوز به حقوق پایه ای نوزادان و کودکان است. اینکه در آفریقا زنان و نه مردان دختر بچه ها را ختنه می کنند نه بدلیل کنترل زنانه بر بدن زنان، بلکه بدلیل اینست که زنان را نسبت به "زنان" محرم می دانند و دسترسی مردان بر بدن زنان از نظر مذهبی و سنتهای ارتجاعی حرام است.
واقعا ایده تقدم زن بر انسان، فمینیستها را نسبت به پایه ای ترین حقوق کودکان و انسانها کور کرده است. تقدس بدن زن در این آرمان تا آنجا پیش رفته که توحش و جنایت نسبت به دختربچه ها در آفریقا را " کنترل زن بر بدن خود" میدانند. انجام عمل ختنه زنان توسط زنان را که بدلیل مذاهب و سنتهای واپسگرا انجام می شود، را فرهنگ زنانه میخوانند. زن بودن بر انسان بودن پیشی گرفته است و تا آنجا پیش رفته که همه دستاوردهای مدنیت، حقوق فردی و مدنی آنان بعنوان انسانها و کودکان را پایمال می کند. اما هجوم امپریالیسم فرهنگی و به رسمیت شناختن ختنه بعنوان رسم فرهنگی زنان در آفریقا هم همان ایده ارتجاعی نسبیت فرهنگی است که این توحش را بعنوان استاندارد فرهنگی، زیبایی و جنسی زنان در آفریقا یا ابزار هویت فرهنگی و همبستگی مردم در آفریقا به رسمیت میشناسد.
حقوق انسان جهانشمول است، انسان شامل کودک، زن و مرد است، انسان شامل آفریقایی و آمریکایی و اروپایی است. کودکان دختر در آفریقا هم چه بعنوان انسان و چه بعنوان زن باید از حقوق یکسانی و با انسانها و زنان در غرب برخوردار باشند. ختنه زنان نه حقوق زن است و نه حقوق کودک، و نه یک فرهنگ قابل احترام بلکه جنایت و وحشی گری در حق کودکان دختر است. واقعیت این است که اجرای قانون ممنوعیت ختنه دختران از آنجا که زیر فشارهای مالی آمریکا و سایر سازمانهای کمک رسانی غربی، و در غیاب یک جنبش مترقی برای حقوق و رفاه و آزادی زنان و کودکان و کل جامعه صورت می گیرد، مبارزه با این رسم وحشیانه را دشوارتر می کند. مقابله با این رسم و سنت ارتجاعی نه با سکوت در مقابل آن، نه با باج دادن به فرهنگ عقب مانده خودی و هویت فرهنگی و همبستگی قبیله ای و سران مذهبی مدافع آن، نه با دفاع از آن بعنوان" کنترل زن بر بدنش"، و یا حداکثر پناه بردن به راه حل های پزشکی بلکه در گرو مقابله قاطع فرهنگی و اجتماعی با رهبران مذاهب و قبایل و جنبش ارتجاعی آنان است. ختنه زنان در آفریقا زمانی می تواند ریشه کن شود که همراه با اجرای قانون ممنوعیت ختنه زنان، جنبش فرهنگی و اجتماعی مترقیی علیه رسوم واپسگرا در جامعه دامن زده شده و حقوق ابتدایی کودکان و زنان از زیر دست و پای سران مذهبی و رهبران قبایل و دولتهای بورکراتیک و ارتجاعی حاکم در آفریقا بیرون کشیده شود. جنبش کسب حقوق اولیه کودکان و زنان در آفریقا که در اولین قدم باید ختنه زنان را غیرقانونی و مطرود کند، درعین حال پاسخی است به مدافعین تئوری ضد انسانی نسبیت فرهنگی و کسانی که تحت عنوان "کنترل زن بر بدنش" و زیر لوای جنبش دفاع از حقوق زنان، به جنایت در حق کودکان دختر در آفریقا مشروعیت فمینیستی می دهند.
٭ برای اطلاع بیشتر از استدلالات "جرمین گریر" به کتاب The Whole Woman ، فصل Mutilation صفحات ٩٤ تا ۱۰۵ مراجعه کنید.
۱۴ دسامبر ۲۰۰۵
نقل از نشریه رهایی زن شماره ۴۷